173
از ظلام شب زاده شد
و یک روز در تاریکی آغوش شب خواهد آرمید
کسی از لای در نگاه میکند ؟
کسی آنسوی دیوار گوش ایستاده ؟
نه !
بستری از سوسن های سپید میسازد
چرا که یک روز در تاریکی آغوش شب خواهد آرمید
۲.
تمامش کن مرا
به خوابزده ی لحظه ی وداع
به ظلام بستر سپید مرگ
تنها لکه مانده های ماسیده ی نور آغشته به عطر کافور
جایی که بر مزار دست می افشانند و پای میکوبند
+مشغول خوندن کتاب "چنین گفت زرتشت" هستم .. توی بخش یکم گفتارهای زرتشت قسمتی هست با عنوان "درباره ی واعظان مرگ" که حین خوندن احساس کردم من هم جزو این دسته هستم .. گاهی خیلی خسته میشم از این دید تاریکم .. نمیدونم کی و چی رو باید مقصر دونست .. اما نیچه به من گفت که این اصلن خوب نیست .. البته باید تا اخرش بخونم .. تا بفهمم غایتم چیست که پی بگیرم و راهم کجاست که در پیش .. "چنین گفت زرتشت" یک کتاب کاملن مقدسه که برای انسان مدرن نازل شده .. البته این نظر منه
+ اگر از کتابی برای همه کس و هیچکس بگذریم .. امشب عجیب هوس اهنگی رو کردم که ترجیح دادم با هم گوش کنیم
you are not alone ........... michael jackson
