۱.

از ظلام شب زاده شد

و یک روز در تاریکی آغوش شب خواهد آرمید

کسی از لای در نگاه میکند ؟

کسی آنسوی دیوار گوش ایستاده ؟

نه !

بستری از سوسن های سپید میسازد

چرا که یک روز در تاریکی آغوش شب خواهد آرمید

 


۲.

تمامش کن مرا

به  خوابزده ی لحظه ی وداع 

به ظلام بستر سپید مرگ

تنها لکه مانده های ماسیده ی نور آغشته به عطر کافور

 جایی که بر مزار دست می افشانند و پای میکوبند


+مشغول خوندن کتاب "چنین گفت زرتشت" هستم .. توی بخش یکم گفتارهای زرتشت قسمتی هست با عنوان "درباره ی واعظان مرگ" که حین خوندن احساس کردم من هم جزو این دسته هستم .. گاهی خیلی خسته میشم از این دید تاریکم .. نمیدونم کی و چی رو باید مقصر دونست .. اما نیچه به من گفت که این اصلن خوب نیست .. البته باید تا اخرش بخونم .. تا بفهمم غایتم چیست که پی بگیرم و راهم کجاست که در پیش .. "چنین گفت زرتشت" یک کتاب کاملن مقدسه که برای انسان مدرن نازل شده .. البته این نظر منه


+ اگر از کتابی برای همه کس و هیچکس بگذریم .. امشب عجیب هوس اهنگی رو کردم که ترجیح دادم با هم گوش کنیم

you are not alone ........... michael jackson