امروز چه خوب بود ، زیر بارون . خیابون انقلاب . تنها قدم زدن . من با خودم و سیگار خیسم که با معرفت بود و تا دم سطل زباله ای که میخواستم اونجا ازش جدا بشم _ روبروی شمسه _ ، همراهم اومد و خاموش نشد و کام داد . من و خودم و سیگار بامعرفت ، بارون و خیابون انقلاب . اینهم یه جور لذت بردن هست اگه راز زندگی التذاذه !